تبليغاتX
قاصدک! ... هان! ... چه خبر آوردی؟!...
پرسه در هزارتوی ذهن و زبان و ادبیات
پويايي نمادها، ايستايي استعاره ها (ابوالفضل رنجبر راد) 

 

   هرگاه،در سخن ادبی، واژه ای به کار رود، که مفهومِ عمیقِ سیاسی، فلسفی، عرفانی، اجتماعی یا مذهبی از آن استنباط گردد، نماد یا رمز (symbol) نام دارد.

    باید توجّه داشت، که نماد در هر دوره یا سرزمینی، به تناسبِ شرایطِ اجتماعی و سیاسی مفهومی دیگرگونه و متنوّع می یابد؛ و همین ویژگی، تفاوتِ اصلیِ نماد را  با استعاره رقم   می زند.

     در واقع، نماد نسبت به استعاره، انعطافِ بیشتری در تعامل با نظامِ معنایی و ژرف ساختِ سخنِ ادبی دارد. نماد، لایه لایه و دارای حرکتی زیر پوستی، ناملموس و مستمرّ است؛ در حالی که استعاره، عموماً مفهومی ثابت دارد و در رویه یِ اثرِ ادبی حرکت می کند.

    از آن جا که پایه ی اصلیِ هر دو آرایه، تشبیه است، اغلبِ افراد در تحلیلِ زیبایی شناختیِ سخن، دچارِ اشتباه شده، یکی را به جایِ دیگری می گیرند. به بیانِ دیگر، نماد همان استعاره است که هویّتی منشوروار و چند بُعدی یافته و از چنگالِ تکرار معنایی و ملالتِ آن نجات یافته است.

                           

                                

 

                                               

    برای نمونه، «گلِ سرخ»، در همه ی دوره های تاریخی بشر و در سراسرِ جهان، استعاره از چهره یِ زیبا یا انسانِ خوب است؛ امّا در جایگاهِ  نمادین، در ادبیّاتِ فارسی-  با تکیه بر جهان بینیِ خاصّی که در بطنِ اثر جریان دارد-  در مفهومِ  معشوق، خداوند، انسانِ کامل، انقلابیِ شهادت طلب، پیکرِ قطعه قطعه شده ی شهیدِ راهِ عدالت و آزادیِ وطن به کار می رود. حتّی، در ادبیّاتِ مشروطه، به معنایِ مدّعی دروغینِ شهادت، هم بوده است. در ادبیّاتِ فرانسه، از همین واژه، گاه به عنوان آدمِ خوشگذران و اهلِ ریخت و پاش های بیهوده ؛ و گاهی هم  به معنیِ انسانِ بخشنده و سخاوتمند تعبیر شده است.

    در کتاب هایِ درسیِ دبیرستان و پیش دانشگاهی، متونی وجود دارد که حتماً باید  با تحلیلِ نمادین – و نه استعاری-  تدریس شوند؛ وگرنه معلّم و دنش آموز به بی راهه رفته،  با برداشت های سطحی و نادرست، بُعدِ پویایِ یک شاهکارِ ادبی را قربانی سهل انگاری و ساده اندیشیِ خود خواهند کرد. برایِ نمونه، داستان های گیله مرد، سووشون، گلدسته ها و فلک، گاو، فیلم نامه هایِ کمال الملک و طومارِ شیخِ شرزین، متون عرفانی، به ویژه اشعارِ سعدی، مولانا و حافظ، داستان های شاهنامه و برخی از سروده هایِ معاصرین، از جمله داروَک، باغِ بی برگی، سفر به خیر، خانِ هشتم، صدایِ پایِ آب، می تراود مهتاب آی آدم ها و ... .  

 

 

    باید توجّه داشت در هر متن، شواهد و نشانه هایی زبانی یا معنایی وجود دارد که خواننده یِ آگاه را به طور نامحسوس، به سویِ مفاهیمِ تمثیلی واژگان و اصطلاحات هدایت می کند و او را در رمز گشاییِ اثر یاری می دهد. مراجعه ی چندین باره به این گونه آثار و ژرف اندیشی در آن ها، سرانجام به کشفِ راز و رمزهایِ پنهانیِ شاهکارِ ادبی و لذّتِ جاودانه ی حاصل از آن کشف (لذّتِ تأویل) منجر می گردد.

 

   در پایان، مطا لعه یِ دقیقِ دو کتاب زیر را، به همکارانِ ارجمند و دانش آموزان گرامی توصیه می کنیم:

  «دیالکتیکِ نمادها» و «دیالکتیکِ مفاهیم»، دو اثرِ ارزشمندِ از جنابِ آقایِ دکتر آروین مهرگان

  

      

|+| نوشته شده توسط تنهاترين تنها در جمعه دوم آذر 1386 | موضوع:
بالا